ناظم الاسلام كرمانى

342

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

در چند روز قبل زيارت نمود مشغول اصلاح كار او شده اما اين آدم كارى نكرده است كه بتوان اصلاح كرد هفتاد نفر را بدون جهت كشته است كه وارث آنها در اينجا آه و ناله دارند و دادخواهى مينمايند مردم با او خونى شده درصدد تلف او بودند بيست و دو هزار تومان باقى او بود گفتم برود طهران حسابش را بدهد همين دو روزه حركت خواهد كرد در انجام فرمايشات حاضرم . ( علاء الدوله ) حالا خوانندهء تاريخ خواهد دانست كه چه ميگذشته است بر اهالى زمان استبداد در صورتى كه نمره 25 در يكسال حكومت هفتاد نفر رعيّت بيچارهء رنجبر را بكشد پس معتمد الحرم كه نمرهء ( 20 ) واقع است ميتوانست حاج غفار خان را سر ببرد و طورى هم نشود ) . بارى حاج غفار خان هنوز از در خارج نشده كه او را برگردانيدند بيچاره رنك از رويش پريده ( آيسا من الحيوة عازما على الموت ) در مقابل معتمد الحرم ايستاد و منتظر كه آيا كدام يك از نوكرهايش باعدام او مبادرت نمايد معتمد الحرم گفت به آقاى طباطبائى بگو من عريضهء شما را بشاه ميرسانم ليكن متوقع و منتظر جواب مباشيد اگر اعليحضرت جوابرا صادر فرمودند كه خودم ميفرستم و الّا ديگر مطالبهء جواب نميكنم چه عين الدوله غدغن كرده است كه عرايض را مطلقا بشاه ندهم مشار اليه همين‌طور جواب آورد و ليكن پس از سه روز جوابى از طرف اعليحضرت رسيد به اين مضمون : جناب آقا سيد محمد مجتهد عرايض شما را خوانديم سفارش باتابك ميكنيم كه مقاصد شما را انجام دهد ليكن شما هم در وظيفهء خود كوتاهى نكنيد و بدعاگوئى مشغول باشيد البته اشرار و الواد را بموعظه و نصيحت ساكت نمائيد هيجان و فتنه را خاموش كنيد و راضى نشويد كه غضب و قهر ما عموم را شامل گردد . آقايان ملتفت شدند كه اين جواب از طرف اتابك بوده و اعليحضرت شاه را از اين جواب اطلاعى نيست لذا در مقام چاره برآمدند . عين الدوله هريك از ارباب حل و عقد را ديده كه اسبابى فراهم آورند آقايانرا علنا و به حالت اجماع ببرند بخانهء او چند مجلس در اين باب منعقد گرديد تا آنكه يك روز در خانهء آقاى بهبهانى مجلسى تشكيل يافت آقاى بهبهانى فرمود من چنين صلاح ميدانم كه به حالت اجماع برويم بخانهء عين الدوله و از او جدا مطالبهء عدالتخانه را بنمائيم امر از دو شق خارج نيست يا قبول مىكند و عدالتخانه را برپا مىكند و يا نكول و جواب ميدهد اگر قبول كرد فبها المطلوب و الّا باز ميرويم بزاويهء مقدسه اكثر از حضار رأى آقا را پسنديده نزديك بود به همين قسم رفتار كنند كه آقاى ميرزا ابو القاسم طباطبائى گفت اين رأى صحيح نيست و سخيف است چه اگر قبول كرد و گفت مشغول نوشتن نظامنامهء عدالتخانه ميباشم شما ديگر حقى و ايرادى بر او نداريد و اين لا اقل دو سال وقت لازم دارد چه اولا ترجمه قانون عثمانى و به امضاء علماء و دانايان رسانيدن كاريست مشكل و ثانيا چند سال وقت لازم دارد و در اين مدت آنچه بخواهند ميكنند ( اليوم كه مشغول نوشتن و طبع اين تاريخ ميباشم پنج سال يا